سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی … او از نژاد جاده باشد و رفتنی …
آری روزها گذشت ؛ همان شد : او رفت و من شکستم …
نظرات شما عزیزان:
golnamak 

ساعت16:56---5 فروردين 1392
خوانده بود :
“زیر باران باید رفت”
فکر می کرد :
زیر باران باید ، رفت !”
پاسخ:زیباست تنکیو سو ماچ خخخخخخ
“زیر باران باید رفت”
فکر می کرد :
زیر باران باید ، رفت !”
پاسخ:زیباست تنکیو سو ماچ خخخخخخ