به "سگ" استخون بدی ..
دورت میگرده
واست دم تکون میده !!!
من به تو "دل " داده بودم ... لعنتـــــــــــــــــــی !!!!!
دورت میگرده واست دم تکون میده !!! من به تو "دل " داده بودم ... لعنتـــــــــــــــــــی !!!!!
در کافه
شنیدم داره تو قلبت یه نفر جامو میگیره
دیگه هیشکی نمی تونه جلو اشکامو بگیره
نیستی و دارم میسوزم،گریه داره حال و روزم نمیدونم چرا اما تو رو دوست دارم هنوزم... بعد از تو توی دلم نیمه شبا هیچی جز غم نیست حسرتت موند به دلم واسه غمام هیچی مرهم نیست
چه فرقی می کند…
در سیرک یا در خانه ؟!
خنده ات که تلخ باشد، دلت کــه خون باشد،
اگه به اوني که ميخواي نميرسي، آهسته تر برو تا اوني که تو رو ميخواد بهت برسه. روزي که به دنيا مياي، همه چيز داري قحطي عجيبي ست
زندگی مثل آب توی لیوان ترک خورده میمونه...
بخوری ، تموم میشه ...... نخوری ، حروم میشه از زندگیت لذت ببر ..... چون در هر صورت تموم میشه
هوای نبودنت سرد است و من در بهت این شکست یخ زده ام. یک جفت چشم باید باشد ونیست! یک جفت چشم که تمام زندگی ام را گرم میکرد. یک جفت چشم داغ که سرد شدند، گم شدند، شایدهم دزدیده شدند! نه،حتما! حتما دزدیده شدند. من در تمام ثانیه های این سفر در انتظار غرق شدم. آنقدر غرق شدم که مردم!!!
غضنفر و حیف نون لب رودخونه کله پاچه میشستن.
آب کله رو میبره.غضنفر برای کله علف تکون میده!
حیف نون بهش میگه ولش کن نمیتونه فرار کنه پاهاش دست منه!
آنچه نامش را عشق گذاشتم
هوسی است زود گذر شهوتی است بی پایان آنکه او را معشوق خواندم صیادی است بی رحم شکارچی است بی رحم من در این قصای خانه جهان محکومم تا پروانه ای باشم در حسرت نور شمع من در این زندان تنهایی اسیرم تا عاشقی باشم در پی معشوقی مرده
سهم من از غم تو این همه بیداد نبود بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد...
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد... تو که رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند..... سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد.... شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند..... موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد.... گم شدم در قدم دوری چشمان بهار ..... بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد... |
|