آدم ها معمولا از یک طریق دلت را می شکنند!!!!
از همان طریقی که.....
خودت هیچ انتظارش را نداری!
آدم ها معمولا از یک طریق دلت را می شکنند!!!! از همان طریقی که..... خودت هیچ انتظارش را نداری! حرفهایت شبیه برف اند! ازآن برفهای بی موقع که نزدیک بهار می باردوفقط،جان شکوفه های درختان را می گیرد!!! یکدیگر را دست"کم نگیریم"......دست هارا "کم نگیریم"... گاه سکوت بهترین حرفهاست.... وگاه.. دیوانه کننده ترین حرفها.. مانند زمانی که تو سکوت را اختیار می گزینی... ومن دیوانه ترین می شوم! خوبم...باورکنید.. اشکهارا ریخته ام...غصه هارا خورده ام... نبودنها را شمرده ام... این روزها که میگذرد خالی ام.. خالی ازخشم،نفرت،دلتنگی....وحتی ازعشق... خالی ام ازاحساس...! تنهایی یعنی...یادت باشه وقتی داری میری بیرون... دستکشت روهم ببری...چون کسی نیست که دستت روتودستاش بگیره و ها کنه....! به دلتنگیهایم دست نزن..... می شکندبغضم یک وقت!!! آنگاه غرق می شوی درسیلاب اشکهایی که بهانه روان شدنش هستی..... اینها تمام احساسم به توست... که برروی کاغذها آوارمی شوند!!! اما افسوس که تو عاشق نمی شوی... چه دوستم داشته باشی.... وچه ازم متنفرباشی..... درهرصورت بهم لطف میکنی!!! چون اگه دوستم داشته باشی،توقلبت هستم... واگه ازم متنفرباشی،توذهنتم!!!!!! هرتبی تب عشق نیست... گاهی وقتها..بعضی تبها...ازعفونت هوس است... تنهایی رو باید با خط بریل نوشت،
چون فقط نوشتنش کافی نیست،
باید لمسش کرد... تــــوی این دنیـــا هر کسی داره یه چیزی میکشه...
یکی "درد" می کشه ؛ مــ ـ ـ ــن فقط می خوام
ღ♥ღ نفس ღ♥ღ
آدَم ها را بدون اینڪــہ
بـــہ وُجودِشآن نیاز داشتہ باشے دوســـــت بـِــــدار...
ڪــارے ڪــہ خُـ ♥ ـدا با تـــو مے ڪُــند... چطوری باورش کنم نبودنت کنارم...بی معرفت یه کار کن نگودوست ندارم... دیونه میشم وقتی بفهمم یه نفردیگه روبیاری تو قلبت....نامرد... انگار حباب را تماشا کردیم یا رقص سراب را تماشا کردیم در پرده نه طرحی و نه تصویری بود تنها خود قاب را تماشا کردیم درد تو به جان خریدم و دم نزدم درمان تورا ندیدم و دم نزدم از حرمت درد تو ننالیدم هیچ آهسته لبی گزیدم و دم نزدم
چرا عاقلان را نصیحت کنیم بیایید از عشق صحبت کنیم تمام عبادات ما عادت است به بی عادتی کاش عادت کنم چه اشکال دارد پس از هرنماز به الاله ها قصد قربت کنیم چه اشکال دارد که در هرقنوت دمی بشنو از نی حکایت کنیم چه اشکال دارد در ایینه ها جمال خدا را زیارت کنیم مگر موج دریا ز دریا جداست چرا بر یکی حکم کثرت کنیم پراکندگی حاصل کثرت است بیایید تمرین وحدت کنیم وجود تو چون عین ماهیت است چرا باز بحث اصالت کنیم اگر عشق خود علت اصلی است چرا بحث معلول و علت کنیم بیا جیب احساس و اندیشه را پر از نقل مهرومحبت کنیم پرا از گلشن راز از عقل سرخ پر از کیمیای سعادت کنیم بیاید تا عین عین القضات میان دل و دین قضاوت کنیم اگر سنت اوست نوآوری نگاهی هم از نوبه سنت کنیم مگو کهنه شد رسم عهد الست بیاید تجدید بیعت کنیم برادر چه شد رسم اخوانیه بیا یاد عهد اخوت کنیم بگو قافیه سست یا نادرست همین بس که ماساده صحبت کنیم خدایا دلی آفتاب بده که از باغ گلها حمایت کنیم رعایت کن آن عاشقی را که گفت {بیا عاشقی را رعایت کنیم}
آن گاه که در آغوش تـــــو بود ...... فرشتـــه اش میخواندے
حــــــــــالا که در آغوش دیگریست .... فـــــــــــــاحشہِ؟؟؟؟ دلت را محکم بچسب.... آدمها اونقدرانصاف ندارند... که.... زیرپایت را خالی نکند...
از یک عاشقِ شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت: عاشق شدن... گفتم: بزرگ ترین شکست؟ گفت: شکستِ عشق... گفتم: بزرگ ترین درد؟ گفت: از چشمِ معشوق افتادن... گفتم: بزرگ ترین غصه؟ گفت: یک روز چشم های معشوق رو ندیدن... گفتم: بزرگ ترین ماتم؟ گفت: در عزای معشوق نشستن... گفتم: قشنگ ترین عشق؟ گفت: شیرین و فرهاد... گفتم: زیباترین لحظه؟ گفت: در کنارِ معشوق بودن... گفتم: بزرگ ترین رویا؟ گفت: به معشوق رسیدن... پرسیدم: بزرگ ترین آرزوت؟ اشک توی چشماش حلقه زد و با نگاهی سرد گفت: مرگ....
من زخمهای بی نظیری به تن دارم... اماتو بهترینشان بودی... عمیق ترینشان.... عزیزترینشان... هـمه در دنیـا کـسی را دارنــد،بــرای خودشــان
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم بميرد بهتر است براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...
دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی ابدار با پنجره داشت یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد چک چک چک چک....چکار با پنجره داشت باران بهار برگ پیغام تو بود یا نامه ای از کبوتر بام تو بود هرقطره حکایتی شگرف از لب تو هر دانه ی برف حرفی ازنام تو بود سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای اهسته می تراود از این غم ترانه ای باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست دارم هوای گریه خدایا بهانه ای
باید بد جنس باشی...!!! تاعاشقت باشن...!!! بایدخیانت کنی...!!! تادیوونه ات باشن...!!! بایددروغ بگی...!!! تاهمیشه توفکرت باشن...!!! اگه ساده ای...!!! اگه باوفایی..!!! اگه یکرنگی...!!! همیشه تنهایی...............!!! گرمحبت ثمرش سوختن وساختن است یابه میدان محبت سرخویش باختن است من به میدان محبت گذرم ازسرخویش تا بدانند که این حاصل دوست داشتن است...... خداوندا... آن کس که امروزصادقانه یادم کردعاشقانه یادش کن وآن کس که فراموشم کردهرگزفراموشش نکن خداوندا... هرکس به یادم هست به یادش باش واگرکنارم نیست کنارش باش. |
|