بودن یا نبودنت مهم نیست
آنقدر دوستت دارم که به حضورت نیازی نیست
همانند خدا که هست
اما نیست
.
بودن یا نبودنت مهم نیست آنقدر دوستت دارم که به حضورت نیازی نیست همانند خدا که هست اما نیست . به روزها دل مبند. روزها به فصل که می رسند، رنگ عوض می کنند. با شب بمان. شب گرچه تاریک است ولى همیشه یکرنگ است . . . جان فدای او که یادم می کند یاد او هر روزه شادم می کند مهربانی های او شیرین شکر با مرامش کیش و ماتم می کند . . . عاشقی یعنی بعد از دو ساعت اس ام اس بازی با عشقت شب که دلتنگش میشی دوباره میشینی همون اس ام اسای تکراری رو میخونی چــقــدر مــتــفــاوتـــنــد آدمــهــا . . . عــشــق بــرایی یــکــی دلــگــرمــی . . . و بــرای دیــگــری ســرگــرمــی . . . بیائید تا هستیم همدیگر را لمس کنیم، سنگ قبر احساس ندارد . . .
“عشق” یعنی :اختیار بدی که نابودت کند اما “اعتماد” کنی که این کار را نمی کند . . .
” سکوت “ خطرناکتر از حرفهای نیشدار است کسی که سکوت میکند ، روزی ” سرنوشت “ حرفهایش را به شما خواهد گفت سلام دوستای گلم من دارم میرم مشهد مراقب خودتون باشید دوستون دارم بخاطر همینم واسه کسایی که لطف میکنن و به وبلاگ سر میزنن یه نفر هست که براتون متنای خودشو میزاره قبلا هم گذاشته براتون به نظر من که عالیه وقتی برگشتم با کلی خاطره میام دوستون دارم بووووووووووووس بای زمان ! به من آموخت که : دست دادن معنی رفاقت نیست ... بوسیدن قول ماندن نیست ... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ... هر وقت بین دوتا انتخاب مردد بودی ؛ شیــــر یا خـــط بنداز ... مهــم نیست شیر بیفته یا خط !!! مهــم اینــه کــه ... اون لحظــه ای که سکــه داره رو هــوا میچرخه ، یه دفعه بفهمی ...
دلــت بیشتـــر میخــواد ، شیـــ ــــ ـــر بیفته یا خــ ـــ ـــط ...
درد بی کسی خیلی کمتر از درد با ناکس بودن است!
از تنهایی هایم یاد گرفتم جلوی تنها پسری که زانو می زنم پسرم باشد، آن هم برای بستن بند کفش هایش...
" چشم هایم را می بندم " کور بودن را به دیدن جای خالیت ترجیح می دهم...
گفتی ما به "درد" هم نمی خوریم و تنهایم گذاشتی ... اما من که تو را برای "دردهایم" نمی خواستم..!!!
پشت سرم حرف بود حدیث شد میترسم آیه شود سوره اش کنند به جعل بعد تفسیرم کنند این جماعت نا اهل ... تنهایی رو باید با خط بریل نوشت،
چون فقط نوشتنش کافی نیست،
باید لمسش کرد... تــــوی این دنیـــا هر کسی داره یه چیزی میکشه...
یکی "درد" می کشه ؛ مــ ـ ـ ــن فقط می خوام
ღ♥ღ نفس ღ♥ღ
آدَم ها را بدون اینڪــہ
بـــہ وُجودِشآن نیاز داشتہ باشے دوســـــت بـِــــدار...
ڪــارے ڪــہ خُـ ♥ ـدا با تـــو مے ڪُــند... انگار حباب را تماشا کردیم یا رقص سراب را تماشا کردیم در پرده نه طرحی و نه تصویری بود تنها خود قاب را تماشا کردیم درد تو به جان خریدم و دم نزدم درمان تورا ندیدم و دم نزدم از حرمت درد تو ننالیدم هیچ آهسته لبی گزیدم و دم نزدم
چرا عاقلان را نصیحت کنیم بیایید از عشق صحبت کنیم تمام عبادات ما عادت است به بی عادتی کاش عادت کنم چه اشکال دارد پس از هرنماز به الاله ها قصد قربت کنیم چه اشکال دارد که در هرقنوت دمی بشنو از نی حکایت کنیم چه اشکال دارد در ایینه ها جمال خدا را زیارت کنیم مگر موج دریا ز دریا جداست چرا بر یکی حکم کثرت کنیم پراکندگی حاصل کثرت است بیایید تمرین وحدت کنیم وجود تو چون عین ماهیت است چرا باز بحث اصالت کنیم اگر عشق خود علت اصلی است چرا بحث معلول و علت کنیم بیا جیب احساس و اندیشه را پر از نقل مهرومحبت کنیم پرا از گلشن راز از عقل سرخ پر از کیمیای سعادت کنیم بیاید تا عین عین القضات میان دل و دین قضاوت کنیم اگر سنت اوست نوآوری نگاهی هم از نوبه سنت کنیم مگو کهنه شد رسم عهد الست بیاید تجدید بیعت کنیم برادر چه شد رسم اخوانیه بیا یاد عهد اخوت کنیم بگو قافیه سست یا نادرست همین بس که ماساده صحبت کنیم خدایا دلی آفتاب بده که از باغ گلها حمایت کنیم رعایت کن آن عاشقی را که گفت {بیا عاشقی را رعایت کنیم}
دیشب باران قرار با پنجره داشت روبوسی ابدار با پنجره داشت یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد چک چک چک چک....چکار با پنجره داشت باران بهار برگ پیغام تو بود یا نامه ای از کبوتر بام تو بود هرقطره حکایتی شگرف از لب تو هر دانه ی برف حرفی ازنام تو بود سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای اهسته می تراود از این غم ترانه ای باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست دارم هوای گریه خدایا بهانه ای
از یک عاشقِ شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت: عاشق شدن... گفتم: بزرگ ترین شکست؟ گفت: شکستِ عشق... گفتم: بزرگ ترین درد؟ گفت: از چشمِ معشوق افتادن... گفتم: بزرگ ترین غصه؟ گفت: یک روز چشم های معشوق رو ندیدن... گفتم: بزرگ ترین ماتم؟ گفت: در عزای معشوق نشستن... گفتم: قشنگ ترین عشق؟ گفت: شیرین و فرهاد... گفتم: زیباترین لحظه؟ گفت: در کنارِ معشوق بودن... گفتم: بزرگ ترین رویا؟ گفت: به معشوق رسیدن... پرسیدم: بزرگ ترین آرزوت؟ اشک توی چشماش حلقه زد و با نگاهی سرد گفت: مرگ....
آن گاه که در آغوش تـــــو بود ...... فرشتـــه اش میخواندے
حــــــــــالا که در آغوش دیگریست .... فـــــــــــــاحشہِ؟؟؟؟
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم بميرد بهتر است براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...
هـمه در دنیـا کـسی را دارنــد،بــرای خودشــان من زخمهای بی نظیری به تن دارم... اماتو بهترینشان بودی... عمیق ترینشان.... عزیزترینشان... دلت را محکم بچسب.... آدمها اونقدرانصاف ندارند... که.... زیرپایت را خالی نکند...
باید بد جنس باشی...!!! تاعاشقت باشن...!!! بایدخیانت کنی...!!! تادیوونه ات باشن...!!! بایددروغ بگی...!!! تاهمیشه توفکرت باشن...!!! اگه ساده ای...!!! اگه باوفایی..!!! اگه یکرنگی...!!! همیشه تنهایی...............!!! گرمحبت ثمرش سوختن وساختن است یابه میدان محبت سرخویش باختن است من به میدان محبت گذرم ازسرخویش تا بدانند که این حاصل دوست داشتن است...... خداوندا... آن کس که امروزصادقانه یادم کردعاشقانه یادش کن وآن کس که فراموشم کردهرگزفراموشش نکن خداوندا... هرکس به یادم هست به یادش باش واگرکنارم نیست کنارش باش. حرف هایم...!!! دل خوری هایم...!!! وتمام اشک هایم رابه کنار،،،بگذاربرای بعد!!! فقط به من بگو... بااوچگونه میگذردکه بامن نمیگذشت....!!!!!!!!!!!!!!! بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند
مبارکم باشه شب تولدم چقدر شلوغه، خودمم و خودم.... یه کارت تبریک ، چند تا شمع خاموش خودم گرفتم خودمو در آغوش هدیه تو به من ، یه کادوی خیالی اتاق بی چراغ و دستای خالی
آدمـها ، مثل ِ سایه اند ! ازت فــرار میکنند !! آدَم ها را بدون اینڪــہ
بـــہ وُجودِشآن نیاز داشتہ باشے دوســـــت بـِــــدار...
ڪــارے ڪــہ خُـ ♥ ـدا با تـــو مے ڪُــند...
هرچند تنهایی را دوست ندارم اما دوست دارم در قلب تو تنهــــــا باشم ، تنهای تنهــــــا ... |
|